دلتنگیِ کمتر
فاضل نظری یه شعری داره که میگه :
یك روز دیگر کم شد از عمرت خداراشکر
امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
فاضل نظری یه شعری داره که میگه :
یك روز دیگر کم شد از عمرت خداراشکر
امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
گریه کردی و گریه خواهم کرد !
دیر بودی و زود خواهم شد .
مثل سیگار اولت هستم ؛
تا تھ قصه دود خواهم شد . .
_کی مونده کنارت؟
+هیچکس آقا؛ هیچکس!
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
آنان که به سر مستی ما طعنه زنانند
بگذار بمانند به خماری، که ز ما هیچ ندانند.
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
بیشتر از همیشه نیازت دارم
من اهلِ عشق وُ عاشقی نبودم؛ اما تو از کنارم رد شدی و جانم به دکمهی پیراهنت گیر کرد .
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
تراپیستم یه بار توی جلسات حرفِ خیلی قشنگی زد :
گفت همهی مراجعینی که مثل تو استرس بالایی دارند یه ویژگی مشترک دارند ، میخوان به هر قیمتی شده آدمهایی که در حقشون بدی کردن رو متوجه کنن کارشون اشتباه بوده !
گفت : تمامِ احتیاجِ من در دو کلمه خلاصه میشود
آدمِ امن
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
نوشته بود : حس میکنم دارم برای چیزی انتظار میکشم
که هیچوقت قرار نیست ، اتفاق بیوفته
محبوبِ من،محبوب دیگران نشو.
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
میگفت :
کاش آهنگ برگرد سیجل رو بفرستم برات ؛ توام برگردی
اهنگش>>>
میبینی ؟ طوری در رنجکشیدن ماهر شدهای ، که گاهی خودت هم زخمهایت را از یاد میبری ، میخندی و این خندیدن درد دارد .
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
کنار پنجره سیگار میکشید خسته بود! اونقدر خسته بود که یادش رفت بعد آخرین پک سیگارو بندازه پایین نه خودشو .
بازنگرد ، قلب من دیگر خانهی تو نیست
خانهی هیچ کسی نیست ، تو آن را ویران کردی .
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
آمد؟ که آمد ، میآید که برود. رفت؟ که رفت، آمده بود که برود . هیچکدامشان قرار نیست بیاید که بماند.
اى بابا، همه ميرن كه.
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
دلمان تنگ،هوا تاریک و مرگ نزدیک.
همیشه لبخند نشونهی شادی نیست، بعضی وقتا تلخ ترین و بیاندازه ترین دردا درش نهفتهست . میدونی، این لبخندا خیلی درد دارن، وقتی وجودت داره آتیش میگیره و تو لبخند میزنی، بدجور دلت برای خودت میسوزه و اونجا دردناک ترین لحظهی زندگیه
-مَمَدَکِ دَست دُوُم
«بیا با چشمات، تو حالِ من، انقلابی کن..»